حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2397
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
مودّتى را ، كه پارت و روم در زمان اگوست و كايوس باهم بسته بودند ، تجديد نمايد . ژرمانيكوس اين پيشنهاد اردوان را پذيرفت و قرار شد ، كه ونن از سوريّه حركت كرده به كيليكيّه برود و در شهرى ، كه پومپه ساخته بود ( پومپه - يوپوليس « 1 » ) اقامت كند . بعضى گفتهاند ، كه در اين كار خصومت ژرمانيكوس نسبت به پىزو « 2 » والى سوريّه و تمايلش بزن او ، پلانسينا « 3 » دخالت داشته و ونن ميخواسته مورد عنايت اين زن واقع شود ، ولى اين روايت معلوم نيست ، كه مبنائى داشته باشد . بهرحال ژرمانيكوس با پذيرفتن تقاضاى اردوان او را راضى كرد ، ولى ونن از اين پيشآمد بسيار افسرد و بعد از اينكه او را به طرف كيليكيّه حركت دادند ، چون از اقامت در شهر مزبور تنفّر داشت ، فرار كرد و او را تعقيب كرده كشتند ( 19 م . ) ، در همين سال ژرمانيكوس هم درگذشت . توضيح آنكه ، چون تىبريوس با او باطنا خصومت ميورزيد ، پىزو والى جديد سوريّه را مأمور كرد ، او را سمّ داده بكشد و او اين دستور را انجام داد . پس از آن زن ژرمانيكوس آگريپپينا « 4 » جسد شوهرش را به عادت روميها سوزانيده و خاكستر را در سبوئى ريخته بروم رفت و محاكمه پىزو را خواست . والى سوريّه ، چون دانست ، كه تىبريوس او را تقويت نخواهد كرد ، بخودكشى اقدام كرده درگذشت . از كيفيّات ديگر ، چون بتاريخ پارت مربوط نيست ، ميگذريم . تاريخ پارت از زمان فوت ژرمانيكوس روشن نيست . باوجود اين از نوشتههاى تاسىتوس ( سالنامهها ، كتاب 6 ، بند 31 ) چنين ميتوان استنباط كرد ، كه اردوان جنگهاى عديد با دول همحدّ خود كرده و در همهجا بقدرى بهرهمند گرديده ، كه خواسته با دولت روم بجنگد : در اين زمان تىبريوس پير بود ( در 34 م . او 75 سال داشت ) و اردوان ميدانست ، كه ژرمانيكوس درگذشته و والى جديد سوريّه وىتلّيوس « 5 » شخصى نيست ، كه طرف ملاحظه باشد . بنابراين
--> ( 1 ) - Pompeiopolis . ( 2 ) - Piso . ( 3 ) - Plancina . ( 4 ) - Agrippina . ( 5 ) - Vitellius .